على ربانى گلپايگانى
410
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
را طرف مقابل ايجاب اعتبار كرده ، آنگاه مىيابد كه آندو بالذات قابل اجتماع نيستند . اما تقابل عدم و ملكه ( تقابل حقيقى و خارجى است ) ، زيرا در اين تقابل ، عدم حظى از تحقق خارجى دارد ، به خاطر اينكه عدم در اين تقابل ، عدم صفتى است كه شأن موضوع اقتضاء مىكند كه متصف به آن گردد ، پس ( به لحاظ همين شأنيت ) عدم آن صفت از آن موضوع انتزاع مىگردد و همين مقدار از وجود انتزاعى در تحقق خارجى نسبت كافى است . شرح مطالب : در خاتمه اين مرحله ، تفاوت ميان تقابل عدم و ملكه با سلب و ايجاب بيان گرديده است ، و به بيان ديگر ، فرق ميان تقابل حقيقى و تقابل اعتبارى ذكر گرديده است . تقابل حقيقى آن است كه دو طرف نسبت داراى واقعيت خارجى باشند و تقابل اعتبارى آن است كه يكى از دو طرف نسبت امرى ذهنى و اعتبارى باشد . و از آنجا كه در تقابل تناقض ، طرف عدم امرى ذهنى است و هيچگونه بهرهاى از واقعيت خارجى ندارد ، بنابراين تقابل مزبور ، تقابل اعتبارى خواهد بود ، ولى در مورد عدم و ملكه چنين نيست ، زيرا عدم و ملكه داراى بهره و حظ از واقعيت عينى است به اين معنا كه منشأ انتزاع خارجى دارد بر خلاف عدم مطلق كه منشأ انتزاع خارجى هم ندارد . همانگونه كه در فصل پنجم بيان گرديد بحث تقابل را اگر از ديدگاه فلسفى مورد مطالعه قرار دهيم اصولا تناقض از اقسام تقابل بشمار نمىآيد ، آرى اگر از ديدگاه منطقى آن را مطالعه نمائيم ، تناقض هم از اقسام تقابل خواهد بود و ما در گذشته عبارت مصنف را در اصول فلسفه نقل نموديم .